...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات


موسیقی پاپ طرفداران زیادی دربین اقشارمختلف مردم دارد. ازدیاد طرفداران آن باعث شده است که اسم آن را پاپ بگذارند. پاپ (pop) مخفف کلمه ی انگلیسی(popular) است. معنای این کلمه یعنی سلایق و اقلام عامه پسند. این خود نوعی فرهنگ است بدین معنی که فرهنگ پاپ یعنی فرهنگی عامه پسند که نیازهای توده ی* مردم را برآورده می کند. این مساله تنها به موسیقی اختصاص ندارد و دامنه ی آن به حیطه ی زندگی افراد نیز کشیده می شود. دیوید رایزمن در یکی از مقالات خود تربیت افکار انسان ها را در 3 مقوله طبقه بندی کرده است.

 1- افسانه ها و اسطوره ها: افسانه ها واسطوره ها به این صورت افکار را تربیت می کنند که نقل سینه به سینه آنها نوعی افتخار به خطه و مرز و بوم در افراد ایجاد می کند و این غرور ملی(Proud) اگر در مسیر صحیح باشد می تواند اثرگذار عمل کند. اشکال این طبقه از رویکرد در تربیت افکار این است که افراد جامعه نمی توانند به صورت کامل با اساطیر ارتباط برقرار کنند. یعنی اگر فردوسی اسطوره های زیادی را معرفی می کند بسیاری از آنها در جهان واقع قابل دستیابی نیستند اما از آنجایی که مبتنی بر فرهنگ ملت ایران اند مردم ایران به آنها تعلق خاطر دارند. مطمئنا اعمال خارق العاده آنها با افراد در جهان واقع ارتباط برقرار نمی کند. اما از آنجایی که ریشه ها و رگه های تشیع در این افسانه ها و اسطوره ها وجود دارد جامعه ی شیعه به مصادیق آن افتخار می کنند و آن را مایه ی غرور ملی می دانند که به راستی هم چنین است. اسطوره در دانش  اسطوره شناسی (mythology) یعنی هر آن چیزی که انسان نمی تواند باشد ولی آن را در قالب اسطوره تصور می کند. اسطوره های یونان هیچ کدام در جهان واقع وجود ندارند و تنها زاییده ی ذهن و قلم نویسندگان افسانه ها هستند. اما این قلم مطمئنا بر مبنای فکری یونان باستان زده شده است. مردم چنین جوامعی پس از مدتی ارتباط خود را با این اساطیر قطع می کنند چرا که جوابگوی دنیای بیرونی آنها نیست. از طرف دیگر در مکتب اسلام حقایق و زیبایی هایی وجود دارد که بسیار شبیه افسانه ها هستند، این حقایق از آنجایی که در جهان واقع می زیسته اند ارتباط انسان ها با آنها قویتر از ارتباط با اسطوره های افسانه خواهد بود. به عنوان مثال می دانیم که پیامبران الهی هیچ کدام اسطوره و افسانه نیستند پس انسان ها به راحتی می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند. باز در مواردی شاهدیم که افراد این را آسمانی و غیر قابل تصور می پندارند. اگر نگاهی به 8 سال دفاع مقدس بیندازیم افراد زیادی را می بینیم که همگی در بین ما می زیسته اند اما بسیاری از آنها نگاه ها و عقایدی آسمانی داشتند. اینها همگی به قول مرحوم علی شریعتی حقایقی هستند بر گونه اساطیر و دیدن و شنیدن درباره ی این افراد انسان را به این فکر فرو می برد که بستر خاکی تا این اندازه ظرفیت تعالی دارد. با این وجود اسطوره سازی های کاذب و غیر حقیقی در موسیقی، سینما و هنر نمی تواند افکار بشر را تربیت کند. سوپرمن ها، اسپایدرمن ها و بت من ها همگی تا اندازه ای علایق کودکان و نوجوانان ما را جذب کرده اند اما آیا این سلایق عام و پاپ گونه میتواند رشد و بالندگی ایجاد کند؟ ساختن بت من ها و سوپر من ها التیام بخش عقده های درونی جامعه ای است که هیچ الگوی تاریخی، مذهبی و اجتماعی آسمانی نداشته است. از این رو در تلاشند با ساختن این الگوهای غیر عقلانی و غیر حقیقی نوعی خود باوری کاذب در جامعه ایجاد کنند که ببینید ما هم قهرمان های زیادی داریم. اما کشوری(جمهوری اسلامی ایران) که سراسر قهرمان های تاریخی و مذهبی است نیازی به عقده گشایی ندارد. اگر مرد عنکبوتی ها در فیلم ها با تکنیک سینما نجات بخش جامعه ی آمریکایی اند، جوانان کم سن و سال ما بدون تجهیزات و در فضای واقعی ملت خودشان را نجات داده اند.

2- کتابت و نوشتار: دیوید رایزمن کتابت و نوشتار را نیز عامل تربیت افکار می داند. این مورد تنها به محتوای سالم و کافی نیاز دارد و الا رسانه ای مانند کتاب می تواند حامل هر گونه پیام سالم یا کذبی باشد.

3- رسانه های جمعی: مورد سوم وسایل ارتباط جمعی هستند که دیوید رایزمن بر آن بسیار تاکید دارد. آنچه ما تحت عنوان  سلیقه ی پاپ و جامعه ی توده وار مدنظر داریم بیشتر به حوزه ی رسانه های جمعی مربوط است. صنعت فرهنگ و فرهنگ توده یعنی ایجاد نیاز کاذب و ارضای آن نیاز کاذب. در این فرهنگ افراد بسیار همسان و همگون اند. نیازها همسان وارضای آنها نیز یکسان است. در چنین جوامعی، رسانه ها ابزار ایجاد نیاز کاذب اند. ارضای این نیازهای ایجاد شده در گروی سودجویان و تاجران حامی رسانه هاست. این فرهنگ، افرادی را با سلایق سخیف بار می آورد که هیچ گونه نیازی به تعالی در خود نمی بینند و تنها به دنبال نیازهای کاذب خود هستند. خرید خانه های مجلل و ماشین های گران قیمت نیاز کاذبی است که در فرهنگ توده ایجاد شده است. وسایل ارتباط جمعی از آنجایی که ابزار مناسبی برای کسب تجارت اند با ایجاد این نیازهای کاذب در صدد کسب سودهای کلان اند. چنین جامعه ای افراد راضی و بی خاصیت پرورش می دهد. کارکرد هنر در اینجا می تواند نجات بخش باشد. به این صورت که هنر می تواند یک اجتماع دیگر را تصویر سازی کند و به مرور جامعه ی توده وار را به سمت این جامعه ی ایده آل بکشد. در این صورت افراد از سلایق پاپ رها خواهند شد. لزوم این عمل توجه به هنر متعالی به ازای هنر متزلزل و توده وار است.

*در این متن منظور از توده، جامعه ای با سلایق یکسان، و با نوآوری های تقلیدی می باشد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۰۴
نواب همتیان

نظرات  (۱)

slm teacher

webeton kheily aalie

bazdid kami darid. vali age pishnahad tabadol link ba web haye marbot be khodeton bdid ziad mishe

mc

پاسخ:
سلام ممنون
وبلاگم رو تازه را انداختم. به مرور دارم این کارهارو انجام میدم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">