...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

ماهی تُنگ بلور،
به حباب سیهی کز دل خود بیرون برد،
مادرش را،
پدرش را،
صدا زد، که چرا تنهایم؟
پدرش اخم به هم برد که دگر هیچ مپرس.
خواهری می طلبی؟ یا که در سر هوس چند برادر داری؟
پرسشت اینها بود؟
کوله بارت را ببند.
پشت سد، دریایی است.
که در آن هر چه هوس داری هست.
ماهی کوچک قرمز اعتراضش گل کرد.
که پدر،
دل من از این تُنگ به تنگ آمده است.
رنگ این تُنگ، همه اش تنهایی است.  
سد همینجاست، همین تُنگ که خود ساخته ای
سد من افکاری است
که پس از بیست و اندی، شیشه ای سفت و جامد دارد.
پس خدا را مگرم می شودش
که به دور دریا
سد بسازد
و مرا محروم ز ارزاقش سازد؟
و سرانجام،
ماهی تنگ بلور
درِ گوش پدرش زمزمه کرد
که اگر پتک بر این سد بزنی
خبرت نیست که چه ها خواهد شد.

... و به راستی ماهیان بی گناه امروزه ی ما اسیر کدام سد جامد شده اند و از آن رنج می برند؟
سدی که گاهی بوی خود خواهی می دهد، بوی دو رنگی، بوی شعار و هزاران بوی دیگر. خانواده های ما روزگاری به کثرت اولاد خود افتخار می کردند و با سربلندی تمام از آنها یاد می کردند.اما چه شده که امروز خانواده های کشور اصیل ما ایران، ماهیان قرمز خود را حبس خانگی می کنند و برای آنها همبازی می خرند!!! همبازی هایی نه از جنس خودشان، بلکه از جنس مرد عنکبوتی، بن تن، باربی، کارتون های ماهواره ای و... آینده ی این کودکان آزاد ولی محبوس به کجا می رسد؟ مفهوم خاله و عمه و دایی و عمو را در آینده چه کسانی یدک می کشند؟مربیان مهد کودک؟همکار پدر؟ زن همسایه؟ و ...

در این فرصت کوتاه به چند بعد از ابعاد خطرناک کاهش جمعیت می پردازیم.
کاهش جمعیت تنها کاهش سرمایه ی اجتماعی نیست و اینطور نیست که افزایش آن در هر کشوری برای سران آن کشور منفعت داشته باشد. بلکه جوانب مختلف این مساله بسیار حایز اهمیت می باشد.
مساله ی اول نگاه علمی به قضیه می باشد. سیاست های کنترل جمعیت تنها خاص کشورهای در حال توسعه بوده. نگرانی جوامع به اصطلاح توسعه یافته از نرخ بالای رشد جمعیت در کشورهای آسیایی و مخصوصا خاورمیانه ( ایران با نرخ 6\6 درصد در30 سال گذشته) به این دلیل بوده که به زعم آنها با سرعتی که 30 سال گذشته داشتیم اکنون درصد بالایی از جمعیت جهان مسلمان و شیعه بودند. احساس خطر از این مساله باعث شد همه ی روشهای جلوگیری از این نرخ رشد را روانه جوامع در حال توسعه و مسلمان کنند. و چنان به فراگیر کردن این روشهادر خاورمیانه تاکید داشتند که در مقایسه با دیگر کشورها ایران به عنوان یکی از موفق ترین کشورها در کاهش نرخ رشد جمعیت شناخته شد.

بیم و ترسی که در بین جوامع اروپایی وجود داشت از این بابت بود که از سال 1960 تا سال 2010 طی 50 سال نرخ رشد جمعیت در اروپا از 10 درصد به صفر رسیده و در حال حاضر نرخ رشد جمعیت در اروپا منفی می باشد.

 این در حالی است که تنها در ایران به عنوان یکی از کشورهای خاورمیانه طی 100 سال با وجود وضعیت نابسامان تغذیه و بهداشت جمعیت 6 برابر شده است. اما ورود سیاست های کاهش جمعیت از غرب این نرخ را از 6/6 درصد به 8/0 درصد رسانده است، زمانی که نگاهی به شاخص های جمعیت یعنی نرخ زاد و ولد، مرگ و میر، ازدواج و طلاق و ... می اندازیم کاملا مشهود است که از سال 65 تا 85 هرم سنی جمعیت در نسبت با شاخص ها کاهش چشمگیری داشته است. و این روند بسیار نگران کننده می باشد. به عنوان مثال سهم جمعیت زیر 15 سال ما در سال 1365 نزدیک به 50% بوده که در حال حاضر به حدود 20% رسیده است. یعنی 30% از جمعیت زیر پانزده سال کم شده است به افراد سالخورده اضافه شده است و این هشداری برای پیری جامعه می باشد. عکس این مساله نیز روشن است که جمعیت افراد مسن بالای 60 سال از 10% در سال 1370 به 30% در سال 1380 رسیده است و این هشداری دیگر است. سایه افکنی فردگرایی و ایندیویژوآلیسم بر سر جوامع مسلمان در کوتاه مدت باعث شده که جوامع مسلمان این سوغات مدرنیه را بپذیرند و از آن پیروی کنند. شعار فردگرایی قبول نکردن هیچگونه تعهدی نسبت به جامعه است یعنی آزادی محض در گروی تامین هوس های درونی. در این بین اگر بلایی هم بر سر جامعه، خانواده، دین و مذهب آمد کسی عهده دار عواقب آن نخواهد بود. طوفان فردگرایی و آزادی های بی حدومرز جوامع غربی را به منجلاب بی تعهدی کشانده و تا جایی که تا 30 سال آینده جامعه ی غرب قربانی خودخواهی های مدرنیته خواهد شد و با رشد جمعیت 3- درصد اثری از غرب نخواهد ماند. عواملی مهم از درون دست در دست مدرنیته داد تا آبی شود به آسیاب نابودی جوامع اسلامی. عواملی همچون شهرنشینی، اقتصاد بازاری، مصرف گرایی، و ... وارد سبک زندگی ایرانیان مسلمان شد و بر پیکره ی جوامع مسلمان شکاف ایجاد کرد. اکنون نیز جامعه ای که 20 سال است متقاعد شده که داشتن فرزند کمتر زندگی بهتری را برایش می سازد به ازدواج زود هنگام و بچه دار شدن ترغیب نمی شود. شعاری که با میخ به مغز جوانان ما کوبیدند اکنون به راحتی پاک نمی شود. اما این آب به جوی باز می گردد. از نگاه علمی دیدیم که از هر پنجره ای به مساله نگاه شود منظره ی خوبی نمایان نیست و آینده ی پیش روی ما امیدوار کننده نخواهد بود.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۰۴
نواب همتیان

نظرات  (۶)

بی تردید در نظر بگیرید که شما گفتید. دلیل دلخواه شما به نظر می رسد بر روی خالص است
ساده ترین عامل برای یادداشت برداری من به شما می گویم، من قطعا دریافت می کنم
آزار دهنده است در حالی که افراد دیگر مسائل را در نظر می گیرند
آنها فقط نمی دانند. شما موفق به ضربه زدن به ناخن با بالاترین و مشخص کردن تمام چیز با
بدون عوارض جانبی، افراد دیگر می توانند سیگنال بگیرند.
احتمالا دوباره به دریافت بیشتر خواهد رسید با تشکر
پاسخ:
ممنون از پیامتون. من متوجه منظور شما نشدم متاسفانه

خب پس فکر کنم شما در کنار تدریس احتمالا به شغل بابا پولداری هم مشغولید!امکان نداره تو این جامعه با این گرونی و اجاره نشینی بشه زیاد بیشتر از یکی دوتا بچه اورد
پاسخ:
اگر دقت کردید من نظرهای شما رو تایید می کنم که همه بخونن، چون دوست ندارم شبهه ای برای شما یا کسی پیش بیاد. اینم بد نیست بدونید پدرم یک کارمند بازنشسته ی ساده است که در حال حاضر مشغول کشاورزی شده. دوست عزیز من شمارو نمی شناسم ولی حاضرم اگر تمایل دارید تشریف بیارید از نزدیک زندگی بنده رو ببینید. خیلی خوشحال میشم میزبان شما باشم. شما هم مثل برادر ما هستید.
اینم ایمیل من. دوست داشتید بیشتر با هم صحبت می کنیم. navvabh@chmail.ir ممنون از اینکه این موضوع براتون دغدغه شده
موضوع دوم نابسامانی های اقتصادی هستن که جای بحث جدی داره. یکی اینکه بی مسئولیتی های مسئولین و ضعف های مدیریتی اونارو توجیه نمی کنم و شدیدا منتقد هستم. دوم اینکه به خاطر اشتباهات جدی که مسئولین دارن نباید از خودمون انتقام بگیریم. خانواده های کم جمعیت شاید مشکلات اقتصادی کمتری داشته باشن (که در خیلی از موارد به دلیل عدم مدیریت ماست که مشکل به وجود میاد) ولی از طرف دیگه مشکلات تربیتی، روانی، عاطفی زیادی پیدا می کنند.   
آقا شما معلومه نفست از جای گرم بلند میشه که شعر هم میسازی!

معلومه هنوز متاهل نشدی و خبر از اوضاع نداری یه ادم مجرد احساسی اینجور حرف میزنه...
پاسخ:
سلام.
بنده متاهل هستم. فرزند هم دارم. اجاره نشین هم هستم. شغلم هم تدریس هست.
۲۱ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۵۶ حمزه سجادی
سلام
شعرتون بسیار زیباست
مثل همیشه عالی

سلام آقای همتیان .
خدا قوت.

خوب بود اما کمی عامیانه تر متنتون رو بهتر میکرد.
سلام بسیار عالی و نکته سنجانه بود.اجازه هست جایی استفاده بشه؟شعرم مال خودتونه؟
پاسخ:
بله میتونید استفاده کنید. بله شعر مال بنده هست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">