...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

چایی با طعم پوکه فشنگ؛ به بهانه ی شیار 143

پنجشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۲:۱۹ ق.ظ

مادران صف بکشید تا ببینند شمار شما هزاران شیار را نشانی می دهد. حسرت دل یکی از شما برای به آغوش کشیدن فرزند .....که نه، ......تابوت که نه،........ استخوان های جگرگوشه تان غمی دارد به وسعت وجب به وجب تپش قلب جهان. صدام که سهل است، با همین مادران به جنگ هزاران صدام رفته ایم و پیروز برگشته ایم..........

چرت پراکنی های امروز ما اما هر روزه است. از سر چرت های ماست که لبخند برادر شهیدمان محصور قاب مانده است. تا کی مادری ببیند فرزندش می خندد و او بگرید به حال  قابهای هرزه ی امروزه ی ما............. شعار، شعار، شعار. تا کی مادری را شعار گونه به پاس همت فرزندش بخوانیم و از اوقدردانی کنیم اما.... ......................... بگذریم. شعار اینگونه شکل می گیرد که حرف سرخ را زرد تفسیر کنیم، حرف مقاومت را درد تفسیر کنیم، حرف لبیک بر حسین علیه السلام را برگ به برگ و چشم بسته غلط تفسیر کنیم. شعار اینگونه شکل می گیرد که اخم بر دشمن را وهم تصویر کنیم. آدرس غلط شیطان های زاهد مآب گرداب مصلحت های خودساخته را دوچندان می چرخاند. و اما مصلحت اسلام های زرد و خمیری............

مصلحت آنست که نه آن باشی و نه این. حرف زیبای سرخ برادرانمان را از بر بخوانیم اما چای عصرگاهمان با طعم پوکه های فشنگهایی شیرین شده باشد که فشنگش کنار نخاع و استخوان برخی جا مانده است!!!! آری، شعار و مصلحت دستپخت  ماست. این غذا به کام برخی زهر است. شما چطور؟

و اما ..............م ا د ر

کلمه ای به وسعت تاریخ، که گاهی قدرت عفتش آن قدر بالاست که کمر به تحول تاریخ می بندد و پنجه در پنجه ی سالها و قرن ها می اندازد. و چه زیبا تاریخ، هشت سال را تقدیم این مادران، و هزاران سال را تقدیم زینب و فاطمه سلام الله کرده است. به راستی که دامن آلوده نمی تواند ستاره سازی کند. لبان کدام فرشته شرف بوسه زنی بر قدوم و دامن مادران ما را دارد. مادرانی که صدها هزار ستاره به آسمان تقدیم کردند. زینب، حسن و حسین علیهما سلام مهتاب های آسمان اند، مهتاب های دامن فاطمه سلام الله. آیا سزاوار است که مهتاب آسمان بی ستاره باشد؟ پس شمیم چادر فاطمه سلام الله دامن مادران ما را پاک کرد تا ستاره ها تربیت شوند. و آن ستاره تربیت شد. و آن ستاره همت شد. و آن ستاره باقری. و آن ستاره باکری، خرازی. و آن ستاره صیاد شد. ستاره شدند و گرد مهتاب چرخیدند.

و تو ای پا فروبرده در لجن دنیا، گاهی سر به آسمان فروبر. تا ستاره شوی. بدان که دنیا رخصتت نمی دهد. بدان که این عروس هزار داماد قهقهه ای کرو کور کننده دارد. قهقهه ی مقام، قهقهه ی شهرت و شهوت و...همه کر کننده اند. مراقب باش.

پس تو ای دولتمرد و معلم و مقام دار. اگر مسئولیت بر شانه هایت سنگینی نمی کند بدان که چای عصرگاهیت طعم فشنگ ندارد. و بدان که پوکه بازی های پشت جنگ به مذاقت خوش آمده است. اگر سنگینی مسئولیت خواب شبت را نمی گیرد، جنگ را دو قسمت کن: یا فشنگ سرخ بر تنت بنشان، یا چشم بر جنگ سرخ ببند تا از پوکه بازی ها چیزی عایدت شود!!!! جایت را نشانم بده؟

یا تنت جولانگه تیرهای سرخ مسئولیتی می شود که مادران این سرزمین ادبیات آن را با کلمه شهید به فرزندانشان درس دادند و یا پوکه بازی پست هستی که طغیان پول و شهوت مستت می کند. الفبای تو پول می شود، الفبای تو تعویض کابین شهوت می شود، و الفبای تو تفسیر این یک جمله می شود:

ان الانسان لیطغی. ان راه استغنی.

شادی روح شهدا گناه را از الفبای زندگی حذف کنیم.

صلوات 

نواب همتیان

    

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۹/۱۳
نواب همتیان

نظرات  (۴)

درهم بکشیم و بگوییم : جامعه ما و خشونت علیه زنان ! استغفرالله...( و سعی کنیم غین را با همه و جود ادا کنیم ) و یا میتوانیم چشم بگشاییم و ببینیم این مسئله را و مرهمی بیابیم این درد را.... و مگر جز این است که خداوند می فرمایند : حال هیچ قومی را عوض نمی کنیم مگر اینکه آنها وضع خودشان را عوض کنند ... ؟

حال دیگر انتخاب با شماست...( مبادا انتخابی کنیم که بعدها عده ای فریاد سر دهند: جاهل بودند ؛ اما جاهلان در لباس دین !!!!!! )

(به نقل از سایت پزشکی قانونی سالیانه 12 درصد کل آمار نزاع، مربوط به خشونت خانگی(آزار جسمی شدید نظیر شکستگی و ...) می باشد، که محاسبه 12 درصد کل آمار  نزاع در سال 1392،(607349) ما را به رقمی بیش از 72 هزار نفر می رساند. این در حالیست که برخی از پژوهش ها آمار خشونت خانگی علیه زنان در ایران را برابر 18 درصد کل آمار نزاع می دانند، که با این فرض وضعیت بسیار دلخراشتر می شود و میزان خشونت علیه زنان به بیش از 109 هزار نفر می شود)

و آیا این مشکل در رأس نیاز به امر به معروف و نهی از منکر قرار نمی گیرد ... ؟

مسلـــــمانان طاعـــــــــاتان قبــــــــــول !!!!

پاسخ:
سلام. ممنون از مطالب زیبا و جذابی که نوشتید. به واقع که اینها دردهای پنهان جامعه ی ماست که در یک کلمه میتونم بگم سایه ی جاهلیت مدرن بر سر جامعه ما گاهی سنگینی می کنه.
اما سوالی که نوی ذهنم اومد بعد از خوندن مطلب شما این بود که شما نقدی بر مطالب من داشتید یا صرفا نظر خودتون رو بیان فرمودید؟

فریاد آزادی برنیاورد : بـــأی ذنبٍِــــــ قتلــت ؛ که به چه حق، انسانی را از حق حیاتش محروم می کنید؟ و آیا ما اکنون ادعا نمی کنیم که مسلمانیم؟ و آیا مدعی نیستیم که هریک به سهم خود، در مسیر تحقق مدینه عادله گام بر می داریم؟ و آیا می دانیم که چه کرده ایم و چه می کنیم در حق زنان مان ... ؟؟؟

مدام زمزمه می کنیم که مسلمانیم ! و افتخار می کنیم که دینداری تاج بندگی ماست ! اما، آیا واقعا ، ما مسلمانیم؟مگر دینداری فقط در کلام و زبان و بیان خلاصه شده است؟ و یا حتی مگر دینداری فقط به اعمال ظاهری ست؟مگر بارها نشنیده ایم که پیشانی عده کثیری از افراطیون صدر اسلام، از شدت سجود، همچون زانوان شتر،پینه بسته بوده، و آیا این سجود ایشان را به قله های رفیع انسانیت رساند ...؟؟؟

حال من مانده ام و این پارادوکس بزرگ و لاینحل !

جامعه دیندار و مردم متدین و سالیانه 72 هزار زن مورد ضرب و شتم واقع شده ؟!!!! مسلمانان، بد نیست هر از گاهی بعد از اعمال عبادیمان، نیم نگاهی هم به وضع جامعه مان بیاندازیم ! تا ببینیم، هرساله در جامعه متدین ما، بیشتر از 72 هزار زن، چنان از طرف همسرشان مورد آزار جسمی قرار می گیرند که نتیجه چیزی شبیه به شکستگی و کبودی شدید می شود و قطعا مطلع هستید که این آمار چیزی جدا از آمار زنان آزار دیده ایست که سکوت را بر بیان ترجیح می دهند، به هر دلیلی ( که الحمدلله کم هم نیستند در جامعه ما ! ). و حتما این نکته را نیز می دانید که آزارهای جسمی که دارای تأثیر طولانی مدت نیستند، مشمول این آمار نمی شوند. حال دیگر خودتان می دانید و وجدان خودتان، که چرتکه ای بیاندازید ؛ که اگر این 72 هزار نفر را به اضافه جمعیت کثیر زنان سکوت کرده کنیم و سپس نتیجه را به اضافه جمعیت پنهان زنانی کنیم که صدمه کوتاه مدت دیده اند، نتیجه چقدر می شود ... .

و من مانده ام و این سوال بس بزرگ در ذهنم ؛ که چگونه می توان از زنانی که در اثر ضربه دیدن جسمشان، عزت نفس، روح و کل وجودشان به بازی گرفته شده است، و کل هستی شان، زخمی ترمیم نشدنی برداشته است، انتظار زنانگی داشت ... ؟ و منتظر بود چنان فرزندانی تربیت کنند که گام به گام، بسازند این مرز و بوم را ... ؟ و آیا می توان از ویــــــــرانه انتظار آبادانــــــــِی داشت ؟؟؟ و آیا ما اینگونه زنان جامعه مان را از حق حیات محروم نمی کنیم؟؟؟بأی ذنـــــــــب ....؟؟؟

حال ما می توانیم یا با دیده انشاا... خدا خودش حل می کند به این مسئله نگاه کنیم و همچنان به ذکر گفتنمان ادامه دهیم ، و یا دستی بر ریش و تسبیح بکشیم و یا چادرمان را کمی جمع و جور کنیم و چهره

 

_زنان سرزمین من_     

سخن از رسم و رسوم و اعمال و فتار اعراب جاهلی با زنان که به میان می آید، همه چهره در هم می کشند و با ناراحتی سری تکان می دهند ؛ که، چقدر تأسف بار .... .برخی هایمان هم که بیشتر متأثر می شویم، گوشه چشمانمان را به اشک خیس می کنیم ؛ که آیا عقل و منطقی هم داشته اند این مردم؟ ... و چند ثانیه بعد سکوت ذهنمان را می شکنیم و بلند جواب می دهیم : نه! مگر می شود عقل داشت، کمی خوی انسانی داشت و دختر را زنده به گور کرد؟! مگر می شود، حتی اندکی صاحب قوه درک و فهم بود و کسی را به صرف زن بودنش از حق حیات محروم کرد؟! .... و من هم روی این کاغذ می نویسم و آرام نجوا می کنم، که نه! نمی شود....جمع این امور باهم غیر ممکن است .

اما انگار جهل میان زندگی بشری، جا خوش کرده است. هر عصر می آید، اما هر بار در کالبدی جدید و لباسی تازه...

همگی انگشت اتهاممان را به سمت اعراب جاهلی ( و در کل هر جاهلی در برخورد با هر انسانی از جمله زنان ) نشانه می گیریم و بلند فریاد می زنیم : مرگتان باد ! و اما امان از آن روزی که گوش هایمان نشنوند، چشم هایمان نبینند و آنقدر غرق فریاد زدن علیه دیگران شویم، که فرسنگ ها فاصله بیفتد بین ما و چند ثانیه ای سکوت ... برای تفکر راجع به خودمان ؛ که آیا ما، واقعا مبراییم از آنچه دیگران را به خاطر داشتن آن صفت، نکوهش می کنیم ...؟

و چه بگویم از ادعا که فقط واژه ای چهار حرفی ست اما هزاران برابر کل عمر بشریت، تیشه به ریشه سلامت جامه، سلامت افراد و بیشتر از همه سلامت افکار زده است. همگی مدعی میشویم که اعراب جاهلی زن را تحقیر کردند ( ما نیز می پذیریم صحت این مطلب را )، اما آیا در آن بحبوحه ای که زن را حقی نبود، محمد (ص)

سلام

و امان از شعار زدگی  و اعتیاد به شعار که از پای درآورنده ترین عنصر کشورهای درحال توسعه می باشد. کاش آنقدر که دیگران را به شعار زدگی متهم می کردیم، و دنبال این میگشتیم که نکته ای غلط از رفتار،فکر یا گفتار دیگران پیدا کنیم،کمی به دردهای علنی و ویروسهای انتشار یافته در جامعه می اندیشیدیم که به راستی در صدر نیاز به امر به معروف هستند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">