...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

گاهی اوقات لازم میشه که بنده و شما کلید ایست زندگی را بزنیم و بعد به جلو و عقب مسیر خودمون نگاهی بیندازیم. همچنین لازم میشه گاهی اوقات پاشیم بریم بین مردم قدم بزنیم. درد دل هاشون را بشنویم. ببینیم چطور گذران عمر می کنن. شاید کاری از دستمون بر بیاد یا خاری از پای کسی در بیاریم. اخم ها، لبخندها، طعنه ها، ظواهر و باطن مردم با ما حرف می زنن. همین موارد پیش پا افتاده بسیاری از مسائل زیر پوست شهر را برای ما روشن می کنن. بین مردم که باشیم سوالات زیادی ذهن مارو به خودش مشغول می کنه. نگاه های ما به جیب مردم، خانه و کاشانه ی مردم قدری ما رو از یکنواختی در میاره که چرا؟؟؟؟؟ واقعا چرا اینگونه هست که می بینیم. پرسیدن که عیب نیست.

37 سال پیش اتفاقی در کشور ما افتاد که سرریز این اتفاق به خیلی از مردم جهان هم سرایت کرد. خیلی ها در این اتفاق سیلی خوردن که هنوز بعد از 37 سال صدای این سیلی توی گوش تاریخ پیچیده. یکیشون آمریکا بود، یکیشون انگلستان و اسراییل. خیلی ها هم از بندهای اجباری آزاد شدن. خیلی ها هم این وسط دندون تیز کردن برای سهم خواهی. حرف، کلام و رفتار امام بزرگوار ما به قدری خالص بود که به دل همه نشست و همه ی اقوام ایرانی یکپارچه از این مرد عزیز دفاع کردند و حتی از جونشون گذشتن تا نفس ملتشون به شمارش نیفته. بله، این اتفاق بزرگ انقلاب اسلامی بود که با فراز و نشیبهای مختلفی روبرو شده و هست.

الان نمی خوام از انقلاب حرف بزنم. می خوام به عنوان کسی که در اون دوران نبوده و الان در این دوران زندگی می کنه به این انقلاب نمره بدیم. شما چطور و چه نمره ای می دید. باید نمره های همه رو شنید. چرا 20؟ چرا 18؟ چرا 15؟ چرا 10؟ و حتی چرا صفر؟ بله حتی صفر ها را نیز باید شنید. نه بیست بیست گفتن های متوهمانه، ما را به جایی می رسونه و نه صفر صفر گفتن های غیر منطقی. هر دو به یک اندازه به ما و مردم ما لطمه وارد می کنن. تاکسی ها، متروها، مهمانی ها و خیلی از جاهای دیگه گاهی تبدیل میشن به پاتوقی برای کنکاش این بحث ها. هم من این بحث ها رو شنیدم و هم شما. اما خیلی از این سوالات در مورد انقلاب اسلامی و خیلی از این بی اعتمادی ها واقعا متوهمانه نیست و قابل تامل هستن. اما از اونجایی که عوامل این بی اعتمادی ها در پرده ای از نفاق به سر می برن مردم عام نمی تونن آبشخور این حوادث را پیدا کنن و در نتیجه از اسلام و انقلاب انتقام می گیرند. خیلی شنیدیم که گفتن انقلابی که در اون اختلاس بشه، فساد باشه، دزدی باشه ، قاچاق باشه که انقلاب اسلامی نیست. یا خیلی شنیدیم که بعضی از افراد به خاطر عمل خلاف قانون یک شخص روحانی دیگه مسجد نمیرن و یا اصلا نماز نمی خونن. در اشتباه بودن بودن این موارد شکی نیست ولی آیا با این توجیهات باید از اصل قضیه انتقام بگیریم یا شخص خاطی؟

مردم ما کشور، دین و مردمشون رو دوست دارن. اما ثمره برخی از بی موالاتی هاست که باعث بی اعتمادی ها شده است. یکی از اهداف اصلی پیامبران و امامان عزیز ما این بوده که بتونن یک حکومت اسلامی برقرار کنن. اکنون که بعد از 1400 سال مقدمات ایجاد این حکومت فراهم شده نباید شاهد برخی از بی موالاتی ها درون جامعه باشیم. جا داره گریزی بزنم به یکی از کتاب های مغفول مانده و این کتاب را به همه ی کسانی که در این جامعه مسند و مقامی در اختیار دارند توصیه می کنم. یعنی کسانی که کوچکترین اشتباه از سوی آنها موجی از بی اعتمادی را به دنبال خواهد داشت. کتاب برای مدیران.

الان می خوام با هم سوار اتوبوس انقلاب اسلامی بشیم. ببینیم کجا می ره و چطورمی ره. راننده ی این اتوبوس مردی بود که توصیه هاش رو به مسافران، توی همون کتاب گفته. راننده ی خوبی بوده که تا الان این اتوبوس رو سالم جلو آورده. داخل این اتوبوس مدیران کشور ما نشستن و هر کدوم وظیفه ای دارن. ما هم به عنوان مردم عادی قسمت عقب اتوبوس نشستیم و انتظار داریم وقتی از پنجره بیرون رو نگاه می کنیم مناظر خوبی ببینیم. پس دیدن مناظر خوب از شیشه ی اتوبوس مستلزم رعایت قوانین توسط ما و مدیران ماست. اما گاهی بعضی از مدیران ما نظم اتوبوس رو به هم می زنن. بعضی ها دو تا صندلی بر میدارن. بعضی ها اقوام و خویشان خودشون رو بردن توی قسمت جلویی. بعضی ها ریخت و پاشهای اشرافیشون اتوبوس رو کثیف کرده. بعضی ها هم اطلاعات مسیر اتوبوس مارو به جاسوس های بیرونی میدن تا اونا بتونن سر راه این اتوبوس سنگ اندازی کنن. راننده ی عزیز این اتوبوس با وجود همه خودخواهی های برخی از ساکنین، خیلی خوب توی این 37 سال با امنیت کامل اتوبوس رو جلو برده. اما همین که راننده تصمیم بگیره گاهی گوش بعضی هارو بپیچونه، و به بعضی ها تذکر بده، خیلی از انرژی و توان اتوبوس انقلاب اسلامی گرفته میشه. حالا ببینیم قوانین این راننده ی عزیز برای مدیران این جامعه ی اسلامی چه چیزهایی هستن.

1.     معنویت: بار سنگین نیاز به روح بزرگ داره. باید روح هامون آماده ی حمل این بار باشه. برای داشتن روج بزرگ باید به خدای بزرگ وصل شد. تا گریه از خوف خدا سراغمون نیاد، دست بی تقوای ما به همه جا دراز خواهد شد.

2.     قدرت در اسلام اخلاق است: روزی پیامبر، اسلام را با یک نفر شروع کرد اما اکنون بیش از یک میلیارد طرفدار داره. مطمئنا قبل از آنکه پیامبر تیغ بر گلوی کافران گذاشته باشد بارها و بارها آنها را زیر عبای رحمت خود برده است. مدیران عزیز باید گره از کار مردم باز کنند نه اینکه خود گره باشند. رمز پیروزی پیامبر صلوات الله و علی علیه اسلام این بود که بین مردم بارهای مردم را سبک می کردند و علی علیه اسلام اگر باری از دوش مردم بر می داشت دیگر آن را به رخ آنها نمی کشید تا شهرتی به دست آورد. 

3.     نظارت بر خود و اطرافیان: توصیه موکد راننده ی اتوبوس ما این هست که شدیدا مراقب رفتارهای خود و اطرافیان خودمون باشیم. مدیران انقلابی اشرافی زندگی نمی کنن. در حد مردم می خورند، می پوشند و طلب رزق دارند. مدیران انقلابی دنبال شهوت های مختلف نیستند. با پس زدن همه ی اینها باید کار کنند تا شاید عمار ها و مالک ها را ببینیم.

4.     مدیران انقلابی نه فقط از شهوات حرام بلکه شهوات حلال را نیز باید تعدیل کنند: صلاح نیست زمانی که زیر دید مردم هستیم و مردم همه ی رفتارهای ما را می بینند، مثل حیوان سر در آخور بیت المال ببریم و انتظار داشته باشیم مردم ما را اسوه خطاب کنند. بچریم و بغلتیم و بدزدیم و بعد انتظار داشته باشیم مردم ما را اسوه ببینند. پس همچون علی علیه اسلام و مدیران اطرافش باید شهوت های حلالمان را نیز کنترل کنیم چه رسد به حرام آنها. برای یک مدیر خانه های آنچنانی با وضعیت اشرافی یا شبه اشرافی جایز نیست حتی اگر از راه حلال به دست آمده باشد.

پس صندلی های این اتوبوس طعمه ی ما نیستند. ساده زیستی یعنی مردم را حاکم خود بدانیم نه خود را جاکم آنها.

5.     مدیران انقلابی نباید برای خود آینده ای تصور کنند: آینده ی شما کار برای مردم است. پس موقعیت شما دراین کشور طعمه برای آباد کردن زدگی شما نیست که بخواهید از آن بهره ببرید.


خوب، این یک روی سکه بود. الناس علی دین ملوکهم. مردم به روش ملوک خودشان زندگی می کنند. پس باید مراقب بود که به این اعتماد لطمه وارد نشود. روی دیگر سکه ی بی اعتمادی ها نسبت به جامعه خود ما مردم هستیم که رفتارهای مناسبی نداریم. انشا الله در فرصت های آتی به بررسی رفتار های مردم در ایجاد این بی اعتمادی خواهیم پرداخت. ما نیز وظیفه داریم خودمان به سراغ شناخت اسلام، و ایران اسلامی بریم و اشتباهات برخی از مسئولین را به پای اسلام نگذاریم ولی با اشتباهات برخورد جدی کنیم. اما آبشخور این اتفاقات را در اسلام ندانیم بلکه در رفتار نامناسب و غیر اخلاق فلان شخص ببینیم.

تمام

نواب همتیان

                                                                                                      والعاقبه للمتقین   

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۵
نواب همتیان

نظرات  (۱)

"بار سنگین نیاز به روح بزرگ داره. باید روح هامون آماده ی حمل این بار باشه. برای داشتن روح بزرگ باید به خدای بزرگ وصل شد. تا گریه از خوف خدا سراغمون نیاد، دست بی تقوای ما به همه جا دراز خواهد شد"

"الناس علی دین ملوکهم. مردم به روش ملوک خودشان زندگی می کنند"

استفاده کردیم، بسیار ممنون.



ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">