...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

تو دشتی سبز تحفه داری...

چهارشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۴۸ ق.ظ

وقتی چشمهای مادری بدرقه ی بچه اش میشه، اون بچه حین بازی دلش قرص و محکم میشه. تا جایی که میتونه میپره. با تمام سرعت میدوه. ته ذهنش لبخند مهربون و محکم مادرشو تصور میکنه و میپره. دوباره تصور میکنه و میدوه. اما وقتی بزرگتر شدیم و خلوت عبادت های مادرمون را دیدیم فهمیدیم که او هم لبخند محکم و مهربان فردی دیگه ای رو میبینه. سر درگم از اینکه مگه میشه مامان هم دنبال این لبخند باشه. اما داستان درست بود. لبخند مادر وام گرفته از لبخند خدا بود. فهمیدیم که همه ی ما حتی مادرامون به لبخند قرص و محکم یکی نیاز داریم. اسمش خدا بود. گم شده ی خیلی از ماها. همیشه تو زدگیمون بوده. تو قسم خوردنامون. خرید و فروش هامون. نمره گرفتن ها. نمره دادن ها. عروسک بازی های کودکانه و لی لی ها. همون خدایی که جواب همه ی سوالات کنجکاوانه ی کودکی ما بود. هر جا که مادرمون خسته می شد، جواب سوالمون میشد، خدا اینطور خواسته. خدای بچگی هامون لطیف تر بود. شفاف تر. مهربون تر. الان که بزرگ شدیم خدارا قادر به تغییر سرنوشت خودمون نمیدونیم. اما واقعا نمیدونیم که همین سرنوش فعلی ماهم دست خدا بوده. دنبال مقصر نمیگردیم. اما اشتباه از ما بود که خودمون رو خیلی بزرگ فرض کردیم و به همون میزان خدا را کوچک. گذشته از این حرفها، اگر فاصله مون با خدامون، خدای مخصوص خودمون چندین سال نوری نبود، الان هم میشد جواب همه ی سوالات و مشکلات ما خدا باشه. 

خدای عزیزم. خدای بزرگوار. با هر تصویری که از تو در ذهنم ساخته ام باز می دانم که فقط تو ریسمان اصلی نجات من از این چاه خودساخته هستی. روزها خیلی یاد تو می افتم. خیلی با گفتن از تو و حرف زدن از تو قیافه می گیرم. اما هیچ کدام قلبی نیست. رنج وجدان به من آموخته که از تو دم نزنم مگر قلبم با تو یکی شود. با تو صاف شود. اما الحق که رها سختی است. حال با همه ی لطفی که در حقم کرده ای و  با همه ی ناسپاسی که در حقت کرده ام ، از تو می خواهم مرا از این آتش داغ بگذران. چرا که آنسوی این سرای وحشت، دشتی خرم تحفه داری. دشتی از جنس قصه های مادرم با همان لبخند زیبا و محکم. نگاهم کن تا بتوانم با تمام سرعت بدوم، بپرم و در این دنیا روزگار سپری کنم. 

https://telegram.me/ghalamsuz


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۲۷
نواب همتیان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">