...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

در حفره ی تنهایی فرو نرو!!!!

يكشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۲۶ ب.ظ

یکی از معضلات جهان امروز ما اینست که با وجود حدودا هشت میلیارد نفر روی زمین بسیاری از ما احساس تنهایی می کنیم. حدود ده سال پیش جامعه شناسان مختلف روند رو به رشد تمدن فراغت را پیش بینی کردند. تمدن فراغت نتیجه ی بیگاری کشیدن انسانها از خودشان است. زمانی که فردی در جامعه احساس رضایت از حرفه و شغل خود نداشته باشد سعی می کند در زمان های بیکاری به دنبال فراغتی بگردد که جبران این حجم عظیم از کار را بکند. 

نواب همتیان

نسبت عدم رضایت شغلی در بسیاری از کشور ها یکسان است و عمدتا این آمار ها نشان دهنده ی عدم رضایت شغلی انسان های بیشماری در این کره ی خاکی است. گذشته از مسائل شغلی آنچه در زندگی های طاقت فرسای امروز همدم افراد است لاک تنهایی آنهاست که به قول روانشناسان در آن می خزیم و دوست داریم اندکی تنها باشیم. نکته ی اصلی اینجاست که القای بیش از حد سرعت سرسام آور در جامعه که اگر از این مسابقه عقب ماندی تمام هستی تو در خطر است، باعث شده است که افراد نیاز بیشتری به تنهایی در خود احساس کنند. حال فرد می خواهد با صرف کمترین انرژی به دنبال گرفتن بیشترین بازخورد از تنهایی خود باشد. در نتیجه به مراکز تفریحی مصنوعی مانند شهر بازی ها، فضای مجازی، اینترنت، تلویزیون و ... پناه می برد. تمام موارد گفته شده انسان را از تعامل حقیقی با محیط اطرافش دور می سازد. به عبارت دیگر فرد باز هم تنهاست اگر حتی در یک کانال یا گروه تلگرامی یا اینستاگرامی با هزاران عضو هم باشد باز تنهاست. این فرد باز هم تنهاست اگر حتی در بین قیل و قال هزاران نفر در یک پارک به سر ببرد. اگرچه که همین فراغت ها در جامعه ی صنعتی کلان شهر ها هم غنیمت است. اما فراموش نکنیم که این موارد جوابگوی نیاز فطری انسان به ارتباط نیست. انسان فارغ از بعد طبیعی و غریزی اش که نیاز به ارتباط با همنوع را در وی پدید می آورد به دنبال آنست تا بتواند در این ارتباطات روزمره فطرت خودش را شکوفا کند. اما به دلیل اینکه ارتباطات امروز انسان ها با مولفه های غیر فطری مانند سود، پول و .. تعریف می شود، بسیاری از افراد در یافتن این گوهر نایاب ناکام می مانند و تا ابد در حسرت شکوفایی فطرت خود در یک رابطه ی عاطفی و، اخلاقی و صمیمی می مانند. وقتی انسان ها را پیچ و مهره های یک جامعه بدانیم که به قول غلط مارکس بخواهند در دیالکتیک اقتصادی قرار بگیرند این افراد به مرور مردگان متحرکی می شوند که فقط برای زنده ماندن زنده اند. و تا ابد برای زنده ماندن می خورند،؛ می خوابند، و غریزه ی جنسی خود را تامین می کنند. حال اگر سیستم جامعه فرد را به سمت ارتباطات فطری درون خانواده سوق دهد مطمئنا فرد می تواند به نیاز های طبیعی و غریزی خود پاسخ دهد بدون آنکه قدری دامن خودش را به موارد غیر اخلاقی لکه دار کند. اما حرص و آز برای پول بیشتر، سود بیشتر، غذای بیشتر، خوراک بیشتر، پوشاک بیشتر، تمتع جنسی بیشتر انسان های امروز را در حد حیوانی غریزی نگه داشته است. اگرچه که این انسان ها شیک، مودب و با کلاس باشند. نمی دانیم که در پس لباس اتوکشیده ی بسیاری از افراد شهر توده ای از رذایل اخلاقی خوابیده است. راه نجات این انسان اینست که ترمز زندگی اش را بکشد و سپس فکر کند که چرا در گرداب سرعت افتاده است و هر چه قدر فرو می رود تنهاتر می شود. خانواده گمشده ی انسان امروز است. اگر مصرف گرایی را کنار بگذاریم. و اگر قدری نیاز های کاذب خود را کنار بگذاریم آنگاه نیازی به این حجم کار و فشار در خود نمی بینیم. آنگاه می توانیم از لاک تنهایی بیرون بیاییم و قدری به اطراف از سر فطرت و نه سود و منفعت نگاه کنیم. در این مجال عشق، عاطفه، محبت و.. معنا می یابد. دوست من، به اطرافت نگاه کن. اگر همسرت، خواهرت، برادرت و پدر و مادرت و همه ی کسانی که با آنها باید درست ارتباط برقرار کنی در کنارت هستند اما آنها را نمی فهمی بدان که در چرخه ی هشت میلیارد انسان تنها قرار گرفته ای. ترمز زندگی ات را بکش و برگزدد و مفاهیم زندگی ات را دوباره بساز. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۱۴
نواب همتیان

نظرات  (۱)

http://www.rasanews.ir/detail/news/456517/75

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">