...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

الو آقای رئیس جمهور؟ (قسمت دوم: سه تفنگدار)

دوشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۳۱ ب.ظ

پدیده ی دیگری که در انتخابات اخیر پا به میدان رقابت گذاشته است آقای احمدی نژاد است. آقای احمدی نژاد نوستالژی های منفی و مثبت بسیار زیادی در ذهن مردم ما دارد. و از جهتی به دلیل جسارت منحصر به فردی که دارد ورود او باعث ترس بسیاری شده است که در روزهای آتی به نقد و بررسی وجوهات این ترس کاذب خواهیم پرداخت. به همین دلایل نقد و بررسی ایشان از جانب هر کسی سخت، طاقت فرسا و بسیار پر حاشیه است. با این وجود تحرکات اخیر ایشان جای تامل بسیار جدی دارد و هر روز می بینیم که کبوتر جدیدی را از آستین خود بیرون می کشد و همگان را شگفت زده می کند. که البته عمده ی این تحرکات برای جلب توجه و زدن تیر خلاص خودش می باشد که هنوز این تیر خلاص مشخص نیست که چیست. آمارها و ارقام های منتشر شده هم بر موضوع جلب توجه از سمت وی صحه می گذارد. دقیقا بعد از کنفرانس خبری جنجالی آقای احمدی نژhد سیلی از جست و جوها را در فضای مجازی در مورد ایشان شاهد هستیم. البته ایشان هم قدری تقوای سیاسی را کنار گذاشته اند و گاهی اوقات بر خط شانتاژ و پروپاگاندا سوار است و با چنگ زدن به صورت رقبا اهداف خاصی دارد که یکی از مهمترین آنها دور کردن اذهان از برنامه های داشته یا نداشته ی خود برای دور بعدی ریاست جمهوری است. که این موضوع در صحبت های ایشان مشهود و مشخص است. البته تجربه ی تاریخی ثابت کرده است افرادی که ورود نامناسب و پر خدشه در عرصه ی سیاسی دارند عاقبت خوب و خیری نداشته اند. به همین دلیل حرکت های آقای احمدی نژاد اصلا جای نگرانی ندارد و تیزبینان و هوشمندان عرصه ی سیاسی و اجتماعی اصلا نیازی به ورود و مقابله ی مستقیم با این موضوع ندارند. مگر اینکه آقای احمدی نژاد پا را فراتر از حد انتخابات بگذارد و قصد ایجاد ناامنی برای نظام و انقلاب را داشته باشد. روند ورود آقای احمدی نژاد به صحنه ی انتخابات را اگر از نقطه ی صفر آن یعنی زمانی که با رهبری معظم انقلاب مشورت کردند در نظر بگیریم، افت و خیز های جنجالی در رفتارهای سیاسی وی دیده می شود که اگر از سر صدق نیت هم باشد (که به احتمال قوی نیست) خروجی آن به نفع کشور نیست. با این حال بررسی حاضر از این روند صرفا یک نقد علمی به وضعیت فعلی است والا نقاط قوت هر یک از اشخاص در ذهن مردم تا ابد باقی خواهد ماند. علی الخصوص آقای احمدی نژاد که در دروان ریاست جمهوری خود (مخصوصا دوره ی اول) نشان داد که برخی از ویژگی های انقلابی مثل ساده زیستی و مدیریت جهادی در حکومت داری به راحتی قابل پیاده سازی می باشد. چه این نقطه ی قوت از سمت آقای احمدی نژاد باشد و چه از سمت دیگر افرادی که در دوران مختلف ریاست جمهوری به این کشور خدمت کرده اند. روند فعلی ورود آقای احمدی نژاد به صحنه ی انتخابات از چند جنبه قابل بررسی است.

1. تقابل وی با رهبر انقلاب: بارها در صحبت های او توجیهاتی از این دست دیده شده است که: "رهبری به من فقط توصیه کرده اند و این اجباری ایجاد نمی کند". رهبری به من گفته اند حضور من دو قطبی ایجاد می کند در صورتی که الان سه قطبی ایجاد شده است". و...

در مورد مطلب اول باید گفت که طبق قانون اساسی رهبری انقلاب تا همین حد می توانند به مسائل ورود کنند که فردی را توصیه کنند یا به فرد، گروه، دولت و قشری مشورت دهند. حدود اجبار ایشان همانطور که بارها خود ایشان هم اشاره کرده اند زمانی است که انقلاب اسلامی و کشور  در معرض خطر جدی قرار گیرد. که در این صورت ایشان ورود پیدا می کنند و جلوی خطر را می گیرند. این مورد طی سالهای گذشته و در وقایع مختلف دیده شده است که توصیه ها و مشورت های جدی ایشان به دولت های مختلف در درجه ی اول با در نظر گرفتن طیف مختلف مردم بوده است. از جمله به مشکلات موجود در خوزستان، فتنه ی 88، مذاکرات و... می توان اشاره کرد. در این موضوع یعنی توصیه به آقای احمدی نژاد هم شبهه همین جاست. اگر اجباری توسط رهبری نسبت به ایشان ایجاد می شد، در درجه ی اول مغایر با قانون اساسی می بود. در درجه ی دوم باید توجه داشت که شکست یک اجبار توسط یک فرد (مثلا احمدی نژاد) عواقب سنگین تری می توانست داشته باشد یا شکست یک توصیه؟ این مورد در گروی قابل پیش بینی نبودن افراد است. این ایراد به آقای احمدی نژاد برمی گردد نه رهبری انقلاب. نکته ی سوم اینجاست که حضور هر فردی در هر عرصه ای در مرحله ی ورود خطری برای نظام ندارد که رهبری با آن مخالفت کنند که اگر اینطور بود حتما ایشان ورود پیدا می کردند و مخالفت خود را بدون هیچ تعارفی بیان می کردند. ورود همه ی افراد بدون کنش های سیاسی، خنثی و بدون حاشیه است تا زمانی که کنش ها و واکنش های آنها شروع شود. نکته ی چهارم اینست که موقعیت رهبری را در هر دوره از ریاست های جمهوری از زمان رهبری ایشان تا کنون اگر ببینیم جز ایفای نقش راهبری نظام به سمت ایده آل اصلی انقلاب و کشور چیز دیگری نیست. حتی اگر با دو سیاست متناقض در دولت ها مواجه باشیم باز هم از طرف رهبری مورد حمایت قرار میگیرند. اما دوباره تکرار میکنم که این حمایت تا جایی پیش می رود که مصالح انقلابی کشور به خطر نیفتد. آقای جلیلی قصد را بر مذاکره ی مقاومت گونه در مذاکرات گذاشتند، رهبری با استراتژی های خاصی که به نفع ملت و انقلاب باشد حمایت کردند. در دروره ی بعدی سیاست خارجه ی آقای ظریف  با 180 درجه تغییر به سمت مذاکره مصالحانه پیش رفت، باز هم دیدیدم که رهبری با استراتژی های متفاوتی حمایت کردند.

 

مساله اینجاست که وقتی رهبری جامعه حرفی می زنند حتی در مرحله ی توصیه هم باشد باید گوش فرا داد تا از ایجاد هرج و مرج جلوگیری شود.  چه بسا اگر در بحبوحه ی جنگ صفین و زمانی که علی علیه السلام تحت فشار قبول حکمیت قرآن بود و مالک اشتر در چند قدمی خیمه ی معاویه قرار داشت، بعد از دوبار توصیه ی علی علیه اسلام مبنی بر بازگشت و ترک جنگ، مالک اشتر دست از جنگ نکشیده بود علی علیه اسلام همانجا به شهادت رسیده بود.  شرح این داستان را به طور مختصر بیان میکنم برداشت اصلی با شما خواننده ی عزیز. 

" حیله معاویه هنگامی بود که مالک اشتر پیروزی‌هایی را به دست آورد و نزدیک بود نتیجه نبرد را به نفع سپاه عراق پایان دهد. اما امام على(ع) که از هر طرف، تحت فشار شدید طرفداران حکمیت بود، یزید بن هانى را به دنبال مالک فرستاد و پیام داد: «نزدم بیا». مالک گفت: برگرد و به امام بگو: اکنون وقتش نیست که مرا از سنگرم برگردانی. عجله نفرما؛ زیرا من امیدوارم که خدا به زودی ما را سازد! یزید نزد امام برگشت ... طرفداران حکمیت به امام گفتند: به او فرمانی صریح و محکم بده تا نزدت باز گردد، و گرنه به خدا سوگند تو را عزل می‌کنیم! امام مجدداً یزید را نزد مالک فرستاد و او دستور امام را رساند. مالک پرسید: آیا به سبب بالا بردن قرآن‌ها چنین کرده‌اند؟! گفت: آرى! مالک گفت: به خدا سوگند! آن دم که قرآن‌ها را بالا آوردند؛ هرگز نمی‌پنداشتم که بر اثر آن، اختلاف نظر و پراکندگى روى دهد. آیا مددى را که خداوند به ما رسانده می‌بینى؟ آیا سزا است که این فرصت دست‌نیافتنی را رها کنیم و برگردیم؟! پیک امام گفت: آیا خواهی پذیرفت که تو در خط مقدم پیروز شوى، اما در عقبه، خیانت‌کاران امیر مؤمنان را در خیمه‌اش تنها گذاشته و او را به دشمن تسلیم کنند؟! مالک گفت: سبحان الله، به خدا چنین نمی‌خواهم. ابن هانی گفت: آن خائنان به امام گفتند: به دنبال مالک بفرست تا نزدت بیاید و گرنه، همان‌گونه که عثمان را کشتیم، تو را نیز کشته و  یا به دشمن تسلیم می‌کنیم. به دنبال آن بود که مالک دست از نبرد کشید و به عقب برگشت."

*****نگارنده هیچ قصدی در مقایسه ی افراد حال حاضر با زمان علی علیه السلام ندارم و بیان این حادثه ی تاریخی صرفا جهت بهره گیری از عواقب امور است*****

 

با این حساب در این مرحله اگر در ادامه ی روند فعلی اتفاقات دیگری رخ ندهد و مسیر به همین شکل پیش برود توجیهات شخص آقای احمدی نژاد در این باره اصلا قابل پذیرش نیست.

در موضوع دوم که آقای احمدی نژاد اصرار دارند که با وجود ایشان به جای دوقطبی سه قطبی ایجاد شده است و این خلاف حرف رهبرانقلاب نیست هم باید گفت که اگر بخواهیم صحبت احمدی نژاد را بپذیریم و بر اساس چارچوب تصوری او پیش برویم اکنون فضای انتخابات چهار قطبی است و نه سه قطبی: 1. احمدی نژاد 2. رییسی 3. جمنا 4. روحانی و طیف اصلاح طلبان . که البته تصور احمدی نژاد نسبت به این مورد صحیح نیست. اما ورود ایشان فضا را دوقطبی کرده است. با این تفاوت که به جای یک دوقطبی چند دوقطبی را شاهد هستیم. آقای احمدی نژاد با عمده ی نامزدهای فعلی و کسانی که نام نویسی کرده اند دوقطبی ایجاد کرده است و خود را یک طرف این دوقطبی قرار داده است. دوقطبی احمدی نژاد-اصولگرایان (بارها گفته است که خود را اصولگرا نمی داند) - دوقطبی احمدی نژاد-روحانی - دوقطبی احمدی نژاد-جمنا (او خود را جزئی از جمنا هم نمی داند). این دوقطبی ها به غلط در تصور آقای احمدی نژاد سه قطبی هستند. در صورتی که کماکان طبق نظر رهبری ایشان دوقطبی را ایجاد کرده است با این تفاوت که به جای یک فقره دوقطبی اکنون چندین دوقطبی مجزا ایجاد شده است

در مجموع رفتار آقای احمدی نژاد نسبت به نظام جمهوری اسلامی در حال حاضر مناسب نیست و باید دید در آینده هدف وی از این دست فعالیت های دم انتخاباتی که ذره ای بوی خدمت هم نمی دهد چیست

یک توصیه: مردم در جریان انتخابات باید به دنبال برنامه های دقیق، مشخص و کاربردی نامزدها باشند و خود را درگیر عوام فریبی برخی از این حضرات نکنند. چرا که خوراک جمع آوری رای برای برخی از این افراد همین شانتاژهای رسانه ای است. در مورد آقای احمدی نژاد هم تا جایی که می شود باید از ایشان در خواست برنامه ای شفاف داشت تا اینکه نتواند به حواشی موجود در گذشته بپردازد و از این طریق به جلب توجه کاذب بپردازد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">