...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

حال که آقای احمدی نژاد به هر دلیلی رد صلاحیت شده است (دلایل آن مدنظر مانیست) میبینیم که اردوگاه های مخالف و معاند جمهوری اسلامی سعی در توصیه های بی سرو ته دارند که دیدید، ما گفته بودیم احمدی نژاد پسر خلفی نیست. دیدید همان کسی که می گفت اینها خس و خاشاک هستند مشکل داشت ودیدید انقلاب فرزندان خود را می بلعد؟

از چند جهت به این موضوع باید نگاه کرد. اول اینکه شورای نگهبان در رد صلاحیت کردن با کسی تعارف ندارد. مجموعه ای از ویژگی ها وجود دارد که با هر کسی انطباق نداشت او از دور و مدار خارج خواهد شد. در این بین کسی با احمدی نژاد، و دیگر رد صلاحیت شدگان عقد اخوت نبسته است که نگرانی خاصی بخواهد در پیش وجود داشته باشد. سیستم حاکمیتی کشور ما به همان میزان که این موارد را به مُر قانون انجام دهد به همان میزان هم به عدل اسلامی نزدیک خواهد بود. ان شا الله که همین طور است.

مساله ی بعدی اینست که ملاک حال فعلی افراد است نه اینکه قبلا چه بوده اند و چه گفته اند. اینکه آقای احمدی نژاد در دوره ی اول ریاست جمهوری خود فردی خدوم، پرکار، بی حاشیه، جهادی و... بوده اند شکی نیست. و در اینکه ایشان از دوره ی دوم ریاست جمهوری خود بر خط انحاراف افتاد هم شکی نیست. ولی تمامی این ویژگی های وی دلیل این نیست که ایشان به طور دائم مورد پسند و قبول همگان باشد. رفتار های اخیر وی کاملا مشخص بود که اورا به سراشیبی انداخته است. (به قسمت سه تفنگدار از سیر تحلیلی الو آقای رئیس جمهور مراجعه کنید) پس ملاک حال فعلی و اکنون افراد است . حال برخی به دنبال شایعه سازی پیرامون افراد هستند که فلان شخص به فلان دلیل از گود انتخاباتی خارج شد وهکذا. باید گفت که بازار شایعات همیشه داغ بوده است و اکنون نیز هم و این موارد ذره ای نمی تواند در خواست ملی و عمومی اثر بگذارد. آقایانی که رد صلاحیت شده اند و روزگاری در این کشور مخلصانه تلاش و کار کرده اند بدانند که اجر کارهای آنها فراموش نخواهد شد و تا ابد در ذهن مردم باقی خواهد ماند. اما این دلیلی برای پذیرش آنها به طور مادام العمر نیست. در حکومت اسلامی ملاک پذیرش افراد حرکت بر خط مشخص اسلام است (به عنوان یک اصل می باشد. اینکه چقدر عمل می شود بستگی به توان اجرایی و حاکمیتی دارد). هر جایی که خدشه ای دیده شد این اسلام نیست که باید کنار برود بلکه کسی که به صورت اسلام قصد وارد کردن خدشه را دارد باید کنار برود.


حال برخی از غرض ورزان و کینه توزان داخلی و خارجی سعی در بهره برداری های خاصی از این اتفاقات دارند. آنها سالی که مرحوم هاشمی (خدایش بیامرزد) رد صلاحیت شد اسلحه های خود را با باروت تفرقه پر کردند که چون آقای هاشمی مورد تایید برخی از سران کشور نیست رد صلاحیت شد. و بارها آب به آسیاب دشمن ریختند که چون آقای هاشمی با طیف اصولگراها مشکل دارد رد صلاحیت شده است. اما اکنون که فردی مثل آقای احمدی نژاد که به قول آنها سر حلقه ی اصولگرایان در دو دوره بوده است رد صلاحیت شده است به همه شان احساس خفگی دست داده است اما سعی در وانمود کردن یک سکوت رادیویی دارند. و از آنجایی که شریک دزد و رفیق قافله هستند والان که شورای نگهبان با قدرت تمام کاری کرده است که هم قافله ی آنها به هم خورده و هم دزدیشان، دیگر نمی دانند چه کنند و سراسیمه به هر دری می زنند که بگویند دیدید ما از اول می گفتیم احمدی نژاد مشکل دارد؟ خوب می دانند که جز ایجاد تفرقه در کشور نیت دیگری ندارند. البته ناگفته نماند برخی از آنها با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند و اصلا به رد صلاحیت شدن احمدی نژاد رضایت نداشتند. چون رفتار وی باعث گرم شدن تنور انتخاباتی آنها بود.

تلاش همه ی ما باید این باشد که اجازه ندهیم با این نظرات و افکار جلوی دید عموم جامعه را بگیرند و از این طریق بخواهند کاری کنند که آحاد جامعه فکر کنند نظام اسلامی (و نه مسئولین) از سر غرض ورزی های شخصی با کسی مشکل دارد.

اخطار بعدی بنده به آقایان و خانمهای انقلابی است که مواظب باشند در این فضای غبار آلود بازی نخورند. می دانیم که آقای احمدی نژاد در بین طیف انقلابی طرفداران زیادی داشته است. تکرار می کنم که داشته است. برخی از آنها این طرفداری را از سر ارادت به آقای احمدی نژاد تا کنون هم ادامه داده اند. تا اینجا مشکلی نبود. اما اکنون که یکی از بازوهای نظام اسلامی تصمیم به رد صلاحیت وی گرفته است تمامی ما باید سر تسلیم فرود بیاوریم. اخبارهایی میبینیم و می شنویم که برخی از بچه انقلابی های ما هنوز سنگ برخی را به سینه می زنند. باید به این موضوع اشاره کنم که همگی ما به ویژگی های مثبت دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد (و نه شخص ایشان) واقف هستیم. اما شرایط فعلی با یک فتنه ی سنگین تر از سال 88 به امتحان حزب اللهی ها و انقلابی ها بدل شده است. امتحانی که دیگر در آن جبهه بندی ها و طیف بندی ها محصور به یک طیف است. یعنی در درون یک طیف رخ می دهد. این یک فتنه ی سنگین درونی است. اگر روزگاری کف این شهر کسانی با کفش و دختران دوشادوش پسران به نماز جمعه می ایستادند، خرده می گرفتیم که اینها می خواهند دم از اسلام بزنند؛ باید گفت که اکنون فتنه و رخنه بین کسانی است که هر کدامشان به مستحبات و مکروهات همه ی امور آگاه اند. وضو میگیرند و از برخی افراد دفاع می کنند. برخی را با فحش و لعن می کوبند و بعد از آن سجده ی شکر به جا می آورند. این وضعیت ذهن آدمی را به شرایط صدر اسلام می برد. یعنی زمانی که که برخی نیزه ی حامل سر امام حسین (ع) را دست به دست می کردند تا فرصت پیدا کنند و نماز عصر بخوانند که مبادا قضا شود. مبادا که بچه حزب اللهی ها  و انقلابی ها در این شرایط غبارآلود در زمین دشمن بازی کنند. اسلام را به سر نیزه ببرند و آنگاه بخواهند با خیال راحت نماز به جا آورند. بدانیم که در این شرایط اسلام است که همگی فدایش می شویم نه شخص خاصی را وسط قرار دهیم و همه ی آبروی اسلام را بخواهیم به پایش بریزیم. چرا که حسین علیه السلام با همه ی عظمتش فدای اسلام شد. هوشیار باشیم که کماکان با وجود رد صلاحیت شدن برخی از نامزدها بوغ های تبلیغاتی شرق و غرب کمامان بر طبل تفرقه و ایجاد دوقطبی ها می کوبند. سعی دارند تنش های درونی بین بچه انقلابی ها را با ایجاد دوقطبی بین آنها و رهبری، بین آنها و شورای نگهبان و بین آنها و خودشان زیادکنند. هوشیاری و بصیرت برای اکنون ما از نان شب هم واجب تر است. 


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">