...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

الو، آقای رئیس جمهور؟ (قسمت پنجم: چوب دوسرطلا)

شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۲۴ ق.ظ

در هیاهوهای سیاسی این روزها اگر هوشمندانه به وضعیت موجود کشور نگاهی بیندازیم متوجه نکته ی مهمی خواهیم شد. جنجال غول بی شاخ و دم اقتصادی، معضلات اجرایی، تورم و... در کشور باعث شد که دو حزب اصلاح طلب و اصول گرا به مرور از گود حاکمیتی خارج شوند. این خروج یک خروج سیستمی نیست بلکه یک خروج عنوانی است. اگر روزی وصل شدن به این دو حزب باعث سربلندی و افتخار بود، اکنون می بینیم که اکثر نامزدهای انتخاباتی به دنبال راه در رو از چنگال این دو حزب سنتی هستند. مشکلات اقتصادی که به دلایل مختلف گریبان گیر کشور بوده است باعث شد تا احزاب سنتی کشور در خود به لحاظ فکری احساس نا کارآمدی کنند و هر کدام به طریقی از زیر بار این دو حزب فرار کنند. در صحبت های اکثر نامزدهای انتخاباتی دیده می شود که هیچ تعلق خاطری نسبت به این دو حزب نشان نمی دهند (نه اینکه قصد بر حذف این دو داشته باشند). در این بین اکثر رسانه های خارجی و منافقین با هوشمندی خاصی سعی در متصل کردن چهره ها به این احزاب دارند. دلیل این کار ایجاد بد بینی نسبت به اصل انتخابات است. چرا که با برآوردهایی که از بطن مردم وجود دارد، مردم به دنبال یک تغییر اساسی در چینش سیاسی کشور هستند. این نشانه ی خوبی برای کشور است که کماکان بلوغ و پویایی سیاسی خود را حفظ کرده است و گاه و بی گاه به دنبال تغییر هستند. این را باید به فال نیک گرفت. اما آنچه مهم است شکاف فعلی ایجاد شده در ناخودآگاه مردم در نسبت با احزاب است. اکنون که این دو حزب توسط چهره های فعلی به احزاب ناکارآمدی تبدیل شده اند، احساس تعلق سیاسی مردم نیز کاهش یافته است و دلیل آن خالی بودن ذهن جامعه از یک نظام تفکری سیاسی است که در پس یک مفهوم جای می گیرد و تکلیف مردم را در قبال تشخیص چهره ها روشن می کند. منظور اینست که اگر در گذشته می گفتیم آقای روحانی، خاتمی و... اصلاح طلب و آقایان احمدی ناآد، جلیلی و... اصول گرا هستند، اذهان جامعه سریعا به یک جمع بندی و تفکیک مشخص بر اساس نظام فکری مشخصی که احزاب داشتند می رسید. اما در شرایط فعلی که احزاب سنتی در حال افول هستند، و چهره ها از پذیرش احزاب سنتی فرار می کنند، مشکل اصلی که برای مردم ایجاد میشود و آنها را به سردرگمی می کشاند اینست که نمی دانند با چه نظام فکری روبرو خواهند بود.

به هر ترتیب این تصمیمی است که از چند جهت یعنی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و همچنین از جهت افکار عمومی بر فضای سیاسی کشور مسلط شد و در نتیجه به یک تغییر در چینش آرایش سیاسی منجر خواهد شد. این تغییر در چینش سیاسی همانطور که گفتیم سیستمی نیست که از آن انتظارهای خطرناکی مثل تغییر نظام را داشته باشیم. وجه منفی این تغییر آرایش وجود ابهام سیاسی در تصمیم گیری های مردم در جامعه خواهد بود. وجه مثبت آن پوست اندازی چینش سیاسی کشور و ایجاد پارادایم های (نه احزاب) جدید سیاسی در کشور است. البته در این بین مدیریت خاص و دقیق رهبر انقلاب هم مزید بر علت بود. وی با سر خط های اصلی که به طور سالانه تحت عنوان شعار سال انتخاب می کردند باعث شدند که به مرور نگاه ها و توجهات افکار عمومی از وجه سیاسی نهاد های اجرایی کاسته شود و به وجه انقلابی و مردمی آن افزوده شود (مخصوصا در حوزه ی اقتصاد). که البته این بیشتر به نفع کشور است. چرا که پنهان شدن در پس نظام فکری یک حزب دست و پای نظام اجرایی را تا حد زیادی می بست و به او اجازه ی تحرک نمی داد.


نکته ی مهم دیگر اینست که در آینده کماکان شاهد این خواهیم بود که احزاب سنتی اصلاح طلب و اصولگرا به تربیت نیرو بر اساس آرا و افکار خود مشغول خواهند بود اما زمانی که به مرحله ی بروز بیرونی و اعلم حضور چهره ها می رسد آن را قطعا سانسور خواهند کرد. همان مساله ای که اکنون به طور ضعیف تری در مبارزات انتخاباتی می بینیم. شاهد هستیم که برخی چهره ها کماکان از لحاظ فکری به احزاب سنتی متصل هستند اما در صحبت های خود دم از استقلال حضور می زنند. این روند چند سالی به طول خواهد انجامید تا اینکه روند جدید چینش سیاسی بر کشور حاکم شود. با حاکم شدن روند جدید احتمال بروز و آشکار شدن احزاب جدیدی تحت عناوین جدید در سالهای آتی نیز وجود دارد. که البته هر حزب، گروه و... جدیدی هم به وجود بیاید حتما منشعب از آرا و نظرات احزاب سنتی خواهد بود و سهمی را از آنها نیز خواهد برداشت. به هر حال آنچه برای جامعه مهم است دوری چهره ها از مطلق گرایی سیاسی است. منظور از مطلق گرایی مرکزیت دادن به احزاب است. که در این صورت حزب می شود اصل و اساس و همه چیز باید با آن سنجیده شود. (مشابه اتفاقی که برای منافقین در اوایل انقلاب افتاده بود) چنین حالتی یک سم مهلک برای هر کشوری است. آروزمند هستیم در ادامه ی مسیر شاهد رشد تفکراتی باشیم که دغدغه ی کار و تلاش بیشتر برای آبادانی کشور را داشته باشند.  

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">