...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب

اینجا نواب با قلمش گرد روزگار را از شیشه ی دلش پاک می کند

...به قلم نواب
آخرین نظرات

در دوران نقاهت پسا اغتشاشاتی هستن

سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶، ۰۳:۳۸ ب.ظ

در دوران نقاهت پسااغتشاشاتی هستن انگار

چشمهای ورغلمبیده و مبارک حضرات ضد ایرانیِ خارج نشین به مملکت ما دو جور نگاه میکنه. یه سریاشون تا میگی ایران، مژه هاشون تاب میخوره. میگن ای بابا ولمون کن دنبال دردسر نیستیم. اینا سعی میکنن حتی کلمه ی ایران را هم نشنون. و الا مجبور میشن پول بدن تُف بخرن که تاب مژه هاشون باز بشه😂 دسته ی دوم کسایی هستن که قُپی میان. اونم قپی زورکی. بشون میگی نظرت راجع به ایران چیه سریع میگن ایران؟؟؟؟ عددی نیست که بخواهیم دربارش نظر بدیم. بعد کف دستشو برات میاره جلو و میگه ایناهاش. میگی چی ایناهاش؟ میگه ایران دیگه. عین موم کف دستمه. تو بگو چیکارش کنیم تا برات سه سوت انجام بدیم. اینا میدونید کیان؟ همین مریم رجوی و دارو دسته اش. هر دفعه از این قپی ها میان ولی پای عمل که میرسه اینقدر مشغول سوت زدن میشن که یادشون میره قرار بود تو سه سوت همه چیز حل بشه. فقط کافیه یه سوت شمار روشون نصب بشه. تا الان باید به سوت ده هزارم رسیده باشن. این حضرات به اضافه ی دارودسته ی اول الان در نقاهت پسا اغتشاشاتی هستن. 😝

افاضات این روزهاشون خیلی جالبه. یه مروری کنیم بد نیست. وقتی همه درگیر همدیگه بودن خودشون را لیدر و خیرخواه مردم معرفی کردن و مدام میگفتن که ما پشت شما مردم هستیم. الان که اردنگی خوردن و از افکار و اذهان مردم پرت شدن بیرون یه فاز جدید برداشتن که مردم خودشون باید به فکر خودشون باشن. تا خودشون نخوان کار ما فایده ای نداره. شاعر اینجا میگه خودتی. آره خودتی. 😏 مارو چی فرض کردین؟ چوب بستنی؟ 

آیندگان در مورد اینان چی میگن؟ " در ایران باستان قومی می زیستند که خود را ایرانی فرض کرده اما بیشتر اوقاتِ خود را در اسرائیل و آمریکا به گشت و گذار می پرداختند. نام این قوم مجاهدین خلق بود. آنها قومی بسیار عجیب بودند. ایرانی صحبت میکردند ولی ایرانیان را می کشتند. روسری می پوشیدند اما روسری پوشان را می کشتند. گاهی از شدت دادو بیداد بر سر ایرانیان گلویشان جرواجر میشد ولی دست بر نمی داشتند. آثار این جرواجری در بقایای به جا مانده از  آنها مشهود است. نوادگان آنها کماکان به جر واجر کردن خود ادامه می دهند. به چه امید مشخص نیست. شغل اصلی آنها سرنگون کردن نظامهای مختلف بود. آنها از این کار خیلی خسته می شدند. مثلا یکبار مریم رجوی (از بنیانگذاران این قوم) از شدت تلاش برای سرنگونی بیهوش شد. اطرافیان وی را به هوش آوردند و علت را جویا شدند. گفت از ساعت 5 صبح مشغول سرنگونی ام. شغل دیگر آنها گردن نگرفتن آدمکشی بود. در تاریخ آمده است که مسعود رجوی نیمی از روز خود را به گردن نگرفتن مشغول بوده است. 😆 گفته شده او ازفرط خستگی به جهت ازدیاد کشتار و گردن نگرفتن های بسیار مرده است. هنوز کارشناسان تاریخ در پی یافتن بقایای این شغلها هستند تا ببینند که مزیت اقتصادی آنها چیست. اما این تحقیقات تاکنون نتیجه ای در برنداشته است"

نظرات  (۱)

۱۹ دی ۹۶ ، ۱۵:۴۴ علی ابن الرضا

خدا قوت

به نظرم بهترین تحلیل رو امروز آقا کردن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">